|
اساطیر شاهنامه بررسی اساطیری شخصیت های شاهنامه
| ||||||||
|
اسطوره ها دربردارنده ی نوعی جهان بینی و ایدئولوژی مردم باستان است که در نظر مردمان آن دوران حرمت و قداست ویژه ای داشته است و بشرجریان زندگی خود را بر اساس اين اساطیر تنظیم می کرده است. بنابراين هر چه به زمان گذشته برگردیم ، اسطوره ها عظمت و شکوه بیشتری دارند ، امّا همان طوری که هرجامعه اي در طول تاریخ خود دچار تغییر و تحوّل گوناگون می گردد، اسطوره ها نیز بر اثر گذشت زمان دگرگون گردیده ا ند و به همان اندازه ای که بشر توانسته است برای مجهولات ذهنی محیط اطراف خود پاسخ مناسبی بیابد، به همان اندازه دایره ی اسطوره های او تنگ تر شده است. درنتیجه ،بر اثر این عمل ممکن است که بعضی از خدایان اساطیری در ردیف پهلوانان حماسی قرار گیرند یا این که برخی از موضوعات اساطیری خاستگاه و قداست خود را از دست بدهند و به قلمرو افسانه وارد شوند. به همین جهت اگربه گذشته ی اساطیری قهرمانانی که در ذهن و ادب ملت ما زنده اند برگردیم، می بینیم که اکثر روایت ها در خصوص این افراد، دچار تغییر و تحوّل گردیده است، به عنوان مثال به شخصیّت های شاهنامه ی فردوسی می توان اشاره نمود که با مقایسه ی آن ها با روایت های پهلوی و اوستایی، متوجّه این تحوّل و دگر گونی خواهیم شد. البته این دگرگونی، هنگام مقایسه با روایت های اوستایی، به علّت قدمت آن ها، نمود بیشتری دارد. در مرحله ی دیگر خود روایت های اوستایی که پیشینه ی کهنی دارد، در مقایسه با روایت های مشترک هندو ایرانی یا حتّی هندواروپایی به نوعی دچار تحوّل شده است، به عنوان نمونه به شخصیّت جمشید در این روایت ها می توان اشاره کرد که در جای خود تجزیه و تحلیل خواهد شد. بر همین اساس موضوع اصلی مطالب این وبلاگ روشن ساختن ویژگی های اسا طیری قهرمانان شاهنامه و مقایسه ی آن با اساطیر یونان می باشد تا علاوه بر آشنایی با اسطوره ها ی این قهرمانان و شاهان ، موارد مجهولی که در خصوص منشأ اساطیر آنان وجود دارد ، از طریق این مقایسه مشخّص شود، از سوی دیگر با مقایسه ی اساطیر دو ملت به سیر تحوّل اساطیر آنان که به نوعی منشأ مشترک دارند می توان پی برد، به همین جهت برای مقایسه با شاهنامه دو اثر بزرگ حماسی یونان که سرشار از اشارات اساطیری هستند،یعنی ایلیاد و ادیسه ی هومر، انتخاب شد. امّا در این میان تفاوتي اساسی وجود دارد و آن هم زمان تألیف دو اثر است، چرا که اساطیر ایلیاد و ادیسه که به عنوان نخستین آثار مکتوب یونان در خصوص اساطیر خدایان و پهلوانان مطرح هستند، در مقایسه با موضوعات شاهنامه که در قرن چهارم و پنجم هجری نوشته شده است ، بکرتر و تحول نیافته تر است. در حالی که دوره ی نگارش شاهنامه به عصر خردورزی شهرت دارد و بر همین اساس فردوسی کوشیده است برای باور عوام در صدد توجیه موضوعات بر آید،به عنوان مثال به داستان جنگ رستم با اکوان دیومی توان اشاره کرد که شاعر کوشیده است جهت متقاعد کردن خواننده موضوع دیو را به نحوی تأویل نماید.
با این حال شاعر فقط در صدد توجیه صرف مسائل نیست و به نوعی به داستان های خود اعتقاد دارد و از این که خوانندگان، داستان های او را نوعی افسانه و سرگرمی بدانند بیم دارد .
از طرف دیگر، در زمینه ی شخصیت های شاهنامه نیز، سعی شده است به بررسی شخصیت ها یی پرداخته شود که به نوعی دارای نکات اساطیری قابل ذکری باشند،بنابراين در بخش پیشدادیان به بررسی شخصیت کیومرث تا منوچهر پرداخته شده است و به شخصیت ها یی چون نوذر و زوطهماسب توجهی نشده است. در بخش کیانیان نیز از پادشاهی کیقباد تا اسفندیار تجزیه و تحلیل شده است و به شخصیتی مانند بهمن و جانشینان او که حالتی تاریخی یا نیمه تاریخی دارند پرداخته نشده است. [ دوشنبه هفدهم اسفند 1388 ] [ 20:58 ] [ حمید بوشاسب ]
|
||||||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||||||||